{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‍ ‍ از خاطرات

‍ ‍ از خاطرات
دست می کشم
در عمق دلتنگی فرو می روم
و دلم را
به تنهایی
می سپارم.
خسته ام
از عشق،از خاطره،
از نگاه هایی که
زمستان را
به یاد می آورند.
من میان تمام فصول
گم می شوم
و قلبم را
در باران....با دستهای تو
به خاک
خواهم سپرد.
دیدگاه ها (۱)

من در پی رد تو کجا و تو کجاییدنبال تو دستم نرسیده است به جای...

چرا زهم بگریزیم،راهمان که یکی استسکوتمان،غممان،اشک وآهمان که...

دلتنگــــــی یعنــــــی…یـهـویـــــی...یـــــادش بیفتـــــــ...

گرچه میدانم ، درآغوشت نمیگیرم گلم...تا نگویم دوستت دارم ،نمی...

طبیعت

وطن…از آسمانت که می‌گویمدهانم پر از خاک می‌شودو چشم‌هایمپر ا...

دیگه زورم به این همه دلتنگی نمیرسه بابای مهربونمبه کجای دنیا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط