{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مردی زنی بسیار زشت نصیبش شد، شبی زن با ناز و غمزه فراوان

مردی زنی بسیار زشت نصیبش شد، شبی زن با ناز و غمزه فراوان از مرد پرسید که باید از که رو بپوشاند و نزد که رویش باز باشد؟
شوهر گفت:ازمن بپوشان بقیه را مختاری

#عبید_زاکانی
دیدگاه ها (۱)

ما نسل نمک نشناسی شده ایم خطرناک ترین بیماری قرنخیلی آرام بی...

هر عضله ‌ایی را که بکار نبریم ضعیف و ضعیف ‌تر می‌شود؛شعور و ...

یک نفر در زمستان وارد دهی شد و توی برف دنبال منزلی می گشت ول...

‌آواره ی هوایِ تو دائم غریب بود!#طالب_آملی #ازدواج

تکاپو پارت 80:دستمزدت« اسلاید دوم» 🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍خودروی مشکی آرا...

#حکایت_قدیمی روزی مردی به نزد عارفی آمد که بسیار عبادت می ک...

فقط مرگ میتونه منو از فرشته کوچولوم جدا کنه ….در رو محکم کوب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط