بیخبر می روم و بی خبری توهین نیست
بیخبر می روم و بی خبری توهین نیست
به خدا روح من ازدست تو دلچرکین نیست
می روم تاکه به فرهاد بگویم: ای مرد!
عشق اگرخوب به آن فکرکنی شیرین نیست
ازتو دلگیرم و این درد بزرگی ست، ولی
همه ی مشکل من باتو لزوما این نیست
گنج پنهانم و عادت به تواضع دارم
این گناه تو و آن مردم ظاهربین نیست
خار رویاندی و تهدید به خواری کردی
هرکه آمد به تماشای لبت گلچین نیست
گرچه لبخند تو زیباست ولی چاره ی زخم
آن زمانی که دهن بازکند تسکین نیست
هرکه یک بار شنیده است خداحافظ را
ازخداحافظی باردگر غمگین نیست!
به خدا روح من ازدست تو دلچرکین نیست
می روم تاکه به فرهاد بگویم: ای مرد!
عشق اگرخوب به آن فکرکنی شیرین نیست
ازتو دلگیرم و این درد بزرگی ست، ولی
همه ی مشکل من باتو لزوما این نیست
گنج پنهانم و عادت به تواضع دارم
این گناه تو و آن مردم ظاهربین نیست
خار رویاندی و تهدید به خواری کردی
هرکه آمد به تماشای لبت گلچین نیست
گرچه لبخند تو زیباست ولی چاره ی زخم
آن زمانی که دهن بازکند تسکین نیست
هرکه یک بار شنیده است خداحافظ را
ازخداحافظی باردگر غمگین نیست!
- ۱.۵k
- ۰۸ مهر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط