{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}


غریبی بودم و گم‌کرده راهی

مرا با خود به هر سویی کشاندند

شنیدم بارها از رهگذاران

که زیر لب مرا «دیوانه» خواندند...


دیدگاه ها (۰)

نوروز منی توبا جان نو خریده به دیدارت می دومشکوفه هایِ تواَم...

‌بعد از تو باز عاشقی و باز...آه نه!این داستان به نام تو، این...

گفت در چشمان من غرق تماشایی چقدر گفتم آری، خود نمی‌دانی که ز...

وصیتنامه علامه طباطبایی گم شده بود، ولی بعدا در بین دستخط‌ها...

تبیین.

نیاز داشتم آنجا که از شدت درد و اندوه کم آورده بودم و داشتم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط