امروز با یک نفر دیدار کرده ام
امروز با یک نفر دیدار کرده ام
...غریبه ای آشنا که همه چیش را میشناسم،یا...میشناختم.او همان بود؛درست است او تغییر کرده بود اما همان بود!من هم تغییراتی کرده بودم،اما همان کسی بودم که با یک نگاه عاشقش شده بود،هنوزهم برایش میمیرم،ولی این دلتنگی مرا بیشتر و سوزناک تر میکند،چون او...دیگر همان احساسات را به من ندارد.کسی که ساعت ها دوست داشت با من وقت بگذراند،حالا دیگر دنبال بهانه برای ترک کردنم بود؛دوباره!به چشمانش نگاه کردم،انگار شوکه و ناراحت بود از اینکه مرا میبیند و من...حاظر بودم بمیرم تا آن نگاه را ببینم.
کاش با آن دیدار نمیکردم؛چون آن دیدار،تمام تلاش های مرا،زیر سوال برد و از بین برد:)
...غریبه ای آشنا که همه چیش را میشناسم،یا...میشناختم.او همان بود؛درست است او تغییر کرده بود اما همان بود!من هم تغییراتی کرده بودم،اما همان کسی بودم که با یک نگاه عاشقش شده بود،هنوزهم برایش میمیرم،ولی این دلتنگی مرا بیشتر و سوزناک تر میکند،چون او...دیگر همان احساسات را به من ندارد.کسی که ساعت ها دوست داشت با من وقت بگذراند،حالا دیگر دنبال بهانه برای ترک کردنم بود؛دوباره!به چشمانش نگاه کردم،انگار شوکه و ناراحت بود از اینکه مرا میبیند و من...حاظر بودم بمیرم تا آن نگاه را ببینم.
کاش با آن دیدار نمیکردم؛چون آن دیدار،تمام تلاش های مرا،زیر سوال برد و از بین برد:)
- ۸۰
- ۰۴ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط