{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نقاب آشنا بستند کز بیگانگان رستیم

نقاب آشنا بستند کز بیگانگان رستیم
چو بازی ختم شد بیگانه دیدیم آشنایان را

به عزت چون نبخشیدی به ذلت می ستانندت
چرا عاقل نیندیشد هم از آغاز پایان را

"شهریار"
دیدگاه ها (۲)

دل را چو به عشق تو سپردم چه کنم؟دل دادم و اندوه تو بردم چه ک...

هم شاهد دیده‌ای و هم شاهد دلای دیده و دل ز نور روی تو خجلگوی...

خدای مهربانمدست نیاز را به درگاه تو دراز میکنمواز تو میخواهم...

بت پرستان رخ خورشید ...

نقاب آشنا بستند کز بیگانگان رستیمچو بازی ختم شد بیگانه دیدیم...

به عزت چون نبخشیدی به ذلت می ستانندتچرا عاقل نیندیشد هم از آ...

به عزت چون نبخشیدیبه ذلت می ستانندتچرا عاقل نیندیشد ه...

زمستان پوستین افزود بر تن کدخدایان راولیکن پوست خواهد کند ما...

زمستان پوستین افزود بر تن کدخدایان راولیکن پوست خواهد کند ما...

شب دهم محرم : شب عاشورا ، شب آقا ابا عبد الله حسین (ع)شیعیان...

استاد شهریار : در سایه ی حساسیت فطری شاعری توانایی بیان و ز...

پدر ادبیات مقاومت شیعی آذربایجان استاد حاج سید حسین کهنموئی

🏴 السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین (ع) شیعیان! دیگر هوای نی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط