{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یوسف من تو و،من آن زن مصری که ز شوق

یوسف من تو و،من آن زن مصری که ز شوق



لحظه ی دیدنت انگشت به چاقو زده ام

😍 😍 😍 ❤ ️❤ ️❤ ️❤ ️
دیدگاه ها (۷)

درسینه ی خود درخت لیمو داریدر دشت رخت دو بچه آهو داری درسرخی...

کهنه و نو بهانه است ، مقصود تویی...💓 ای عشقِ کهنه ، هنوز نُـ...

گویای روان پریشی ملموسی است دارای خطوط گنگ و نامأنوسی استاین...

من و خورشید نشستیم و توافق کردیمصبح را با طپش قلب تو آ...

شعری از ویل :نه از بیم دوزخ ، نه شوق بهشت تو خوده قبله ای در...

تو رازمی نیازمیتو اشک شوق لحظه ی نمازمیمیون این غریبه ها، تو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط