{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سرانگشتش گره می‌زد به گیسو

سرانگشتش گره می‌زد به گیسو
دلم می‌رفت و آن‌جا گیر می‌کرد
دیدگاه ها (۰)

همیشه از زن هاوقتی عاشق می شدن ،می ترسیدم ؛زیرا که آن ها هیچ...

خواهش میکنم #قهرکردن را فراموش کنیدمخصوصا با آدم های مهم زند...

تو از تمام دهان هاى شهر مى خوانى صدا يكى ست اگر حنجره هزار و...

تو شفایی چو بیایی خوش و رو بنماییسپه رنج گریزند و نمایند قفا...

خیال آمدنت دیشبم به سر می‌زدنیامدی که ببینی دلم چه پر می‌زدب...

مو پریشان، ناز عریان، جَعدِ آن گیسو فریببافتم یک قصه از تو د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط