{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو از تمام دهان هاى

تو از تمام دهان هاى
شهر مى خوانى
صدا يكى ست اگر
حنجره هزار و يكى ست...
دیدگاه ها (۰)

سرانگشتش گره می‌زد به گیسودلم می‌رفت و آن‌جا گیر می‌کرد

همیشه از زن هاوقتی عاشق می شدن ،می ترسیدم ؛زیرا که آن ها هیچ...

تو شفایی چو بیایی خوش و رو بنماییسپه رنج گریزند و نمایند قفا...

هر لذتی که می‌پوشمیا آستینش دراز استیا کوتاهیا گُشادبه قد من...

...

🖼 #لوح| گرچه این شهر شلوغ است ولی باور کن؛ آنچنان جـای تو خ...

من تو را بر شانه هایم می کشم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط