{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نگاهم کن که تا فردای شعرم در تو بیدارم

نگاهم کن که تا فردای شعرم در تو بیدارم
و معنا کن تماشارا برای چشم بیمارم
به ادمهای سیمانی ندارم اعتماد اما
تو چشمت اسمان دارد به رویش ماه می کارم
فقط اندازه لبخند با من مهربان تر باش
بیا تا سمت گیسویم که مریم در بغل دارم
دلت قصد سفر دارد برایت عشق می بندم
نکوچ ای اشنا از من منی که از تو سرشارم
به اتش می کشی امشب غزلهای نجیبم را
ولی خورشید می بارد مدام از چشم افکارم
زبانم لال شاید حرفهایم را نمی فهمی
و یا شاید نمی دانی که من هم دوستت دارم
دیدگاه ها (۲۰)

بی‌وفایے پیش چشم این اهالے خوب نیستالتماست می‌ڪنم، این بی‌خی...

باشد قبول گریه من بی صدا تر استهر کس سکوت کرده دلش مبتلا تر ...

خبر نداری از دلم که ساده درد می کنداز این دلی که بی تو بی ار...

دیــدےآخــر بــا غــزلــهایــت هوایــے شــد دلــمــ؟بــعــدا...

#دختر_قمار_بازSeason : ²Part : ⁴⁸ویو اِلا___نگاهش…دیگه خطرنا...

#سایه_ای_در_خانه_چئون # part_12جلسه که تمام شد در راهرو ، پس...

Love in the dark⑤⑦هوجو: بعد گفت باید زنش بشم مجبورم کرد نامز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط