{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

(Just a game?)

(Just a game?)
Part17

پیاده داشتم میگشتم حالم اصلا خوب نبود چرا چرا باید اینکارو با من کنه اگه عاشق یونا بود چرا منو بازی داد مگه چیکارش کردم یعنی تمام اون خاطراتی که باهم داریم همشون الکی بود؟ هیچ علاقه‌ای بهم نداشت؟
که قطره‌ای روی صورتم حس کردم داشت بارون میومد حتی ابرا هم دلشون به حالم سوخته
خیس خیس شده بودم لباسم به تنم چسبیده بود موهام خیس شده بود ریملم به خاطر گریه و بارون پخش شده بود
نزدیک خونه شده بودم که ماشینی جلو در دیدم رفتم سمت ماشین جنا و تهیونگ بودن
جنا تا منو دید سریع از ماشین پیاده شد
÷مایا عزیزم خوبی
فقط نگاش میکردم که بغلم کرد دیگه نتونستم تحمل کنم زدم زیر گریه بلند بلند و از ته دل گریه میکردم جنا محکم تر بغلم کرد سعی میکرد آرومم کنه که دیگه چیزی نفهمیدم

(ویو جنا)
وقتی اون اتفاق افتاد تو شک رفته بودم مایا رفته بود به جونگکوک نگاه کردم که داشت به یونا نگاه میکرد عوضی خیلی عصبانی بودم تحمل نکردم رفتم سمت جونگکوک یه سیلی بهش زدم همه با تعجب نگام میکردن
÷تو چطور تونستی با دوستم همچین کاری کنی چرا اون مگه چیکارت کرده عاشق این هر.زه‌ای؟ خب باشه ولی چرا با مایا این کار کردی

جونگکوک که به خاطر سیلی که بهش زدم با عصبانیت بهم نگاه میکرد میخواست بیاد جلو که تهیونگ اومد سمتمون
ته:داری از حدت می‌گذری جونگکوک
-هه به خاطر یه دختر تو روی دوستت وایسادی
ته:این دختری که میگی دوست دخترمه کسی که دوسش دارم و حقم داره طرف دوستش بگیره تو خیلی زیاده روی کردی جونگکوک
جونگکوک چیزی نگفت
÷پس توهم می‌دونستی تهیونگ؟
تهیونگ چیزی نگفت و فقط سرش انداخت پایین
جنا سریع از اونجا رفت تهیونگم پشت سرش رفت

ته:جنا جنا وایسا داری کجا میری
÷دارم میرم دنبال مایا
ته:بیا باهم بریم
بهش نگاهی کردم باهاش رفتم تو ماشین بودیم هرچقدر به جنا زنگ میزدم بر نمی‌داشت
خواهش میکنم بردار مردم از استرس
جلو خونه ش ایستاده بودیم برقای خونه خاموش بود و معلوم بود که خونه نیست
ته:چیکار کنیم
÷منتظر می‌مونیم لعنتی گوشیش بر نمیداره
بارون گرفته بود و این بیشتر نگرانم میکرد
نمی‌دونم چقدر گذشته بود که دیدمش وای خدای من داغون شده بود خیس بود سریع از ماشین پیاده شدم بغلش کردم وقتی اونجوری گریه کرد دلم آتیش گرفت هیچوقت ندیده بودم اینجوری گریه کنه که یه دفعه صدایی ازش نشنیدم بیهوش شده بود ترسیده تهیونگ صدا زدم از ماشین اومد بیرون کمکم کرد مایا سوار ماشین کردیم سمت بیمارستان رفتیم






#فیک #jungkook #namjoon #jhope #jimin #suga #jin #teahyung #fike #bts
دیدگاه ها (۱۲)

فالوشه🎀 @ainsz

فالوشه🎀 @luna_jk_tae97

(Just a game?)Part16ولی خودش تنها نبود یونا! یونا کنارش بود ...

(Just a game?)Part15روبه‌روی آینه وایساده بودم به خودم نگاه ...

ازدواج اجباری/part16

#قمار_سرنوشت پارت²³بارون میومد و لونا عاشق قدم زدن زیر بارون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط