{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

(Just a game?)

(Just a game?)
Part18

چشمام باز کردم که نوری خورد به چشمم یکم چشمم باز و بسته کردم بلاخره تونستم ببینم فضای سفید بوی مواد ضد عفونی نشون میداد که بیمارستانم سرم خیلی درد میکرد بلند شدم یکم به دور و برم نگاه کردم که جنا دیدم داشت با تهیونگ حرف میزد
یادم اومد چه اتفاقی افتاده بغضم گرفته بود ولی جلو خودم گرفتم
+جنا
جنا سریع برگشت سمت من اومد پیشم
÷مایا به هوش اومدی خوبی؟
+من خوبم چرا اینجام
÷دیشب تو بغلم غش کردی تب داشتی آوردیمت بیمارستان
+اوه

که تهیونگ با دکتر اومد
دک:سرما خوردگی شدید گرفتید باید مراقب باشید
+کی مرخص میشم
دک:صبر کنید سرمتون تموم شه دیگه میتونید برید
÷ممنون
دکتر رفت ساکت نشسته بودم که

ته:مایا...من متاسفم ما می‌دونستیم جونگکوک بهت علاقه ای نداره ولی اینکه جلو همه ازت جدا شه خبر نداشتیم
+مشکلی نیست تهیونگ من شمارو مقصر نمی‌دونم
تهیونگ لبخندی بهم زد
بلاخره سرمم تموم شد رفتیم خونه جنا گفت پیشم میمونه






#فیک #jungkook #namjoon #jhope #jimin #suga #jin #teahyung #fike #bts
دیدگاه ها (۸)

(Just a game?)Part17پیاده داشتم میگشتم حالم اصلا خوب نبود چر...

(Just a game?)Part16ولی خودش تنها نبود یونا! یونا کنارش بود ...

part 13 :ویو مایک :جنا به دپ در رسید که غش کرد خوشبختانه زود...

⁦⁦⁦✧wolf✧⁩⁦✯part:¹⁴دقیقا قبل از اینکه تهیونگ بخواد ریکشینی ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط