صدایی که میشنوی از بیرون نیست اعلیحضرت
_ «صدایی که میشنوی... از بیرون نیست، اعلیحضرت»
انگشتانش را بر روی شقیقه فشرد. «پس از کجاست؟»
شمن مکث کرد، آهسته زمزمه کرد:
_ «کسی تو رو از درون صدا میکنه. کسی که نمیخواد زنده بمونی.»
.
.
_ «وقتی بیهوش شدی... تو خوابت صدام کردی»
چشم تنگ کرد. «چی گفتم؟»
لبخندی لرزان با سری پایین زد:
_ «گفتی... نزار برم.»
بعضی نجات ها... با عشق شروع میشن.
و بعضی عشق ها... با مرگ تاوان میدن!
.
.
فیکشن ''فصل هفتم''
کاپل اصلی: یونمین
کاپل فرعی: تهکوک
ژانر: عاشقانه، تاریخی، شاعرانه، علمی تخیلی
انگشتانش را بر روی شقیقه فشرد. «پس از کجاست؟»
شمن مکث کرد، آهسته زمزمه کرد:
_ «کسی تو رو از درون صدا میکنه. کسی که نمیخواد زنده بمونی.»
.
.
_ «وقتی بیهوش شدی... تو خوابت صدام کردی»
چشم تنگ کرد. «چی گفتم؟»
لبخندی لرزان با سری پایین زد:
_ «گفتی... نزار برم.»
بعضی نجات ها... با عشق شروع میشن.
و بعضی عشق ها... با مرگ تاوان میدن!
.
.
فیکشن ''فصل هفتم''
کاپل اصلی: یونمین
کاپل فرعی: تهکوک
ژانر: عاشقانه، تاریخی، شاعرانه، علمی تخیلی
- ۶۸۶
- ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط