{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باران

باران
تنهایی پنجره رامی شوید
یاس پیر
برفضای پاییزی من
می خندد
وضربه انگشتان نرم تو بر در....
آه ! کجاست در؟؟
من به زندان خیالم
چه گرفتارشدم؟....
دیدگاه ها (۱)

آسمان با بارانکوه با سنگرود با نیزارهای تشنهنیلوفران آبیبا پ...

ازحادثه لرزند به خود کاخ نشینان*ماخانه بدوشان، غم سیلاب ندار...

پس ازتوتنها، خاطره نگاه مست اتجراحات این قلب فرسوده رامرهمی ...

نقاشیای همه نیازم بهنیلوفرمبامن حرف بزنکه کلام توچون دمیدن ز...

🍊🍂تو می‌دانی من چقدر ذوق دارم برایپاییز؟ برای خنکای عصرهنگام...

«درخواستی» رمان «عطر باران و لبخند تو»پارت ۱: دانش‌آموز تازه...

.صدایت، طنینِ زندگی‌ست در کویر خاموشِ دلمهر واژه‌ات، نسیمی‌س...

پرسه در جنگل.... غروب...باران ریزی شروع شده بود.ات کنار پنجر...

عاشقانه های شبنم

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿تو را می خواهمبرای پنجاه سالگیشصت سال...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط