باران
باران
تنهایی پنجره رامی شوید
یاس پیر
برفضای پاییزی من
می خندد
وضربه انگشتان نرم تو بر در....
آه ! کجاست در؟؟
من به زندان خیالم
چه گرفتارشدم؟....
تنهایی پنجره رامی شوید
یاس پیر
برفضای پاییزی من
می خندد
وضربه انگشتان نرم تو بر در....
آه ! کجاست در؟؟
من به زندان خیالم
چه گرفتارشدم؟....
- ۲۴۱
- ۰۱ اسفند ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط