{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلم را ..

دلم را ..
به ..
تخت میبندم...
تا ..
ترکت کند ...
فریاد میکشد...میلرزد ..
خمارت میشود ...
رها که شد ...
او میماند ...
و..
عمری ...
وسوسه ی تلخ ...
دوباره خواستن تو ..!!
دیدگاه ها (۵)

بـــرای تصـــاحبت نمـی جنگـــم ! احاطــه ات نمی کنـــم تــا ...

پس چه شد آن مستی؟ همه که می گفتید تو اگر مست شوی دردهایت نال...

تمام حرفهای ناگفته ام ؛ همین سکوتی است.....که می شنوی

.مهم ترین نگرانی وقتی است که میخواهی به کسی از ته دل بگویی ...

این روزها حال دلم گرفته …احساس از دست دادنت مرا به مرز جنون ...

کاری با دلم کردن😭 که دیگر برای هیچ کس.‌برای هیچ چیز اصرار نم...

'خوابیده ای؟دوباره شب شد و من یاد «تو» افتادم..انگار شب ها ب...

چقـدر زیبــاست درڪ شدن .اینکه گاهۍ ، اشنایۍ،دوستۍ،همدمۍ، همـ...

مرا توبی‌سببینیستی.به راستیصِلَتِ کدام #قصیده‌ایای #غزل؟ستار...

خونه‌ی سه شیطونپارت ۱۱ — یه مهمون جدیدصدای زنگ در دوباره بلن...

پروردگاری که برای میلیاردها و میلیاردها برگ درخت، هر کدام مس...

دروغ شیرین پارت بیست و سومدفتر را میبندم ولی توانایی بالا او...

آخر شب که میشهسکوت خانه بیشتر از همیشه سنگینی می‌کند.همه خوا...

تا وقتی فراموش شوم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط