راز سئول
راز سئول
ادامه پارت ۸
صدام لرزید
خندید
«اختیار داری؟»
دستم رفت سمت موبایلم
اما قبل از اینکه بردارم…
در با ضربه باز شد.
---
یونگی
ماشین رو ول کردم همونجا.
در ساختمون رو با لگد باز کردم
«لیا!»
سکوتم شکست.
صدای درگیری از راهرو میاومد.
دو تا مرد
یکی نزدیک در آپارتمان
یکی سمت راهرو
چشمم که افتاد…
اون لحظه فقط یه چیز دیدم
ترس توی چشمهای لیا
فکم قفل شد
«دستت بهش نرسه…»
صدای من سردتر از همیشه بود
مرد برگشت
«آخـه رئیس اومد…»
من جلو رفتم
آروم… خطرناک
«آخرین بارت باشه اسم منو اشتباه صدا میزنی.»
---
پایان پارت 8
ادامه پارت ۸
صدام لرزید
خندید
«اختیار داری؟»
دستم رفت سمت موبایلم
اما قبل از اینکه بردارم…
در با ضربه باز شد.
---
یونگی
ماشین رو ول کردم همونجا.
در ساختمون رو با لگد باز کردم
«لیا!»
سکوتم شکست.
صدای درگیری از راهرو میاومد.
دو تا مرد
یکی نزدیک در آپارتمان
یکی سمت راهرو
چشمم که افتاد…
اون لحظه فقط یه چیز دیدم
ترس توی چشمهای لیا
فکم قفل شد
«دستت بهش نرسه…»
صدای من سردتر از همیشه بود
مرد برگشت
«آخـه رئیس اومد…»
من جلو رفتم
آروم… خطرناک
«آخرین بارت باشه اسم منو اشتباه صدا میزنی.»
---
پایان پارت 8
- ۱۰۵
- ۰۲ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط