{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پیوسته حدیث من به گوشت بادا

پیوسته حدیث من به گوشت بادا
قوتم ز لب شکر فروشت بادا
بی‌من چو شراب ناب گیری دست
شرمت باد و زهرآن نوشت بادا

/ سعید
دیدگاه ها (۵)

ای دل مجبورم و سوگند و قسم به مورخینم صبر به صبوح ده جانا هر...

همه آرام گرفتند و شب از نیمه گذشت آنچه در خواب نرفت چشم من و...

گفتم که به پایان رسد این درد و عنادستی بزند به شادمانی دل ما...

آتش به سفال برنهادی ز نخستپس با خاکم به در برون رفتی چستبا ا...

#شعر_قدیمی 🍃مجنون چو حدیث عشق بشنیداول بگریست پس بخندیداز جا...

صنما گر ز خط و خال تو فرمان آرنداین دل خسته مجروح مرا جان آر...

کنون که می‌دمد از بوستان نسيم بهشتمن و شراب فرح بخش و يار حو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط