{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتم که به پایان رسد این درد و عنا

گفتم که به پایان رسد این درد و عنا
دستی بزند به شادمانی دل ما
دل گفت کدام صبر ما را و چه کام
ور غم سخت ست ؛ شادکامی ز کجا

/ سعید
دیدگاه ها (۲)

پیوسته حدیث من به گوشت باداقوتم ز لب شکر فروشت بادابی‌من ...

ای دل مجبورم و سوگند و قسم به مورخینم صبر به صبوح ده جانا هر...

آتش به سفال برنهادی ز نخستپس با خاکم به در برون رفتی چستبا ا...

شب تمامی دوستای مهربون ویسگونی ام پرنشاط و مملو از آرامش ولح...

در وصف تو گفتم همـه شـعری و ندیدیاز هــجر  تو  نـالــیدم و  ...

زِ حد بگذشت مشتاقی و صبر اندر غمت یارابه وصلِ خود دوایی کن د...

▪️رفتی از آستانۀ این خاک سربلند▪️ماندیم ما ز ماندن، این‌گونه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط