{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از شقیقه‌ام خون می‌چکد

از شقیقه‌ام خون می‌چکد
تیر خورده است
رویای روز‌های آرام
قلبی که میرفت برای عشق بتپد
آشیانِ غم آلودِ حضوری شده رو به زوال
که بینِ هر دو ضربه
خودش را به مردن میزند

تو نیستی‌
تونیستی‌ و زندگی‌
در رگهای من میگردد
تا از پیکرِ من
دستی‌ بسازد
که از وحشتِ بیهودگی
برای آخرین بار می‌نویسد
برای آخرین بار
واژگانی
چنان سرد
به عشقِ چکاندن
در شقیقه ی یک دیوانه ی دنیا خراب
... و ... تمام
دیدگاه ها (۴)

ابتدای جهان بودتو را دیدمسلام اختراع نشده بوددست دادن اختراع...

ﺗﻠﺦ ﻣﺎﻧﺪﻡ ، ﺗﻠﺦ ﻣﺜﻞ ﺯﻫﺮﯼ ﮐﻪ ﭼﮑﯿﺪﻩ ﺍﺯ ﺷﺐ ﻇﻠﻤﺎﻧﯽ ﺷﻬﺮ ﻣﺜﻞ ﺍﻧﺪﻭﻩ...

مست که باشی‌ نگاه خیره هیچ مردی به روی بازوان زن حرام نیست و...

دردهایم را مینویسمدرصفحه ای مجازی تا دل بی طاقتمبرای لحظاتی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط