{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ﺗﻠﺦ ﻣﺎﻧﺪﻡ ، ﺗﻠﺦ

ﺗﻠﺦ ﻣﺎﻧﺪﻡ ، ﺗﻠﺦ
ﻣﺜﻞ ﺯﻫﺮﯼ ﮐﻪ ﭼﮑﯿﺪﻩ ﺍﺯ ﺷﺐ ﻇﻠﻤﺎﻧﯽ ﺷﻬﺮ
ﻣﺜﻞ ﺍﻧﺪﻭﻩ ﺗﻮ
ﻣﺜﻞ ﮔﻞ ﺳﺮﺥ
ﮐﻪ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﻃﻮﻓﺎﻥ
ﭘﺮﭘﺮ ﺷﺪ
ﺗﻠﺦ ﻣﺎﻧﺪﻡ ، ﺗﻠﺦ
ﻣﺜﻞ ﻋﺼﺮﯼ ﻏﻤﮕﯿﻦ
ﮐﻪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺣﺎﺷﯿﻪ ﺍﺵ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩﻡ
ﻭ ﺯﻣﯿﻦ ﺭﺍ
ﺗﻮﭖ ﮔﺮﺩﺍﻥ
ﭘﺮﺕ ﮐﺮﺩﻡ ﺑﻪ ﺩﻝ ﻇﻠﻤﺖ
ﺗﻠﺦ ﻣﺎﻧﺪﻡ ، ﺗﻠﺦ
ﺩﯾﻮﺍﺭ ﺍﺯ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﺳﺮ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﮐﺮﺩ
ﺍﺯ ﺩﻫﺎﻧﺶ
ﺑﻮﯼ ﺧﻮﻥ ﻣﯽ ﺁﻣﺪ
دیدگاه ها (۶)

* تنهاییپیچیده نیستچای خوردن استو گریستن استبه جبر هجران#علی...

بی توجه به کوپه ی نامه های برگشتی گوشه اتاق،قلم و کاغذ را بر...

ابتدای جهان بودتو را دیدمسلام اختراع نشده بوددست دادن اختراع...

از شقیقه‌ام خون می‌چکدتیر خورده استرویای روز‌های آرامقلبی که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط