{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سدرلا

سـٻـڼـدرلاᵗ᷒ᰰ
Cinderellaᵗ᷒ᰰ
ᴘᴀʀᴛ‌:𝟑

از ماشین پیاده شدیم و وارد خونه عمو شدیم

با عمو و زن عمو احوال پرسی کردم که رسید به جیمین

+سلام چطوری جوجه

جیمین: لوسیییی‌

+/خنده/

رفتم نشستم کنار جیمین
که گفت

جیمین: قرارت چطور پیش رفت

+مثل همیشه‌ از دروغ بهش گفتم نامزد دارم ولی فک کنم یه بو هایی برده باشه

جیمین: اوه خب این طوری که بد میشه برات

+اره میدونم...

جیمین: کی بود حالا

+گفت نمیدونم جئون جونگ نمیدونم چیی...
جیمین: جونگکوک؟

+اره خودشه خیلی اسم سختی داره

جیمین: وای

+چی شده؟

جیمین: هیچی

+مشکوکی

به حرف هایه بابام و عموم گوش دادم مثل اینه که قراره خونمون رو بیاریم کنار خونه عمو

+هووو این طوری هر روز میبینمت

جیمین: وای نههه
+زهر مار نه

...............................
دیدگاه ها (۱)

سـیندرلاᵗ᷒ᰰ Cinderellaᵗ᷒ᰰᴘᴀʀᴛ‌:𝟐از کافه آمدم بیرون جیغ کشی...

سـینـدرلاᵗ᷒ᰰ Cinderellaᵗ᷒ᰰᴘᴀʀᴛ‌:𝟏عکس بردار: خانوم لطفا این...

#Gentlemans_husband#season_Third#part_325پوفی کشیدم و روی تخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط