{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

★وقتی میخوای ازش خوانندگی یاد بگیری..(سناریو*)

★وقتی میخوای ازش خوانندگی یاد بگیری..(سناریو*)
+نامجون:چند ساعت باهات کار می‌کنه... و وقتی آواز می‌خونی میگه:"خیلی خوب بود دقیقا همونجور که رانندگی من خوبه!"
+جین:وقتی ازش درخواست می‌کنی میگه:"ببینم نکنه از ورلد واید هندسام میخوای آواز یاد بگیری؟؟ شرمنده ولی این خواب و خیالی بیش نیست!!"
+شوگا:خوشحال میشه اما نشون نمیده...خیلی صبور باهات گیتار کار می‌کنه و بهت یاد میده چجوری صدات رو در حین گیتار زدن کنترل و آزاد کنی و میگه:"اگه مثل من باشی... موسیقی و آواز میشه یکی از خوشحالی های زندگیت!"
+جیهوپ:یک لبخند شیطانی میزنه و میگه:"نظرت چیه فعلا باهات دنس کار کنم؟؟آواز بمونه برای بعد هوم؟؟"
+جیمین:می‌خنده و میگه:"چطوره به جای آواز خوندن، آواز های منو گوش بدی؟؟؟" تو قهر می‌کنی اونم میگه:"نمی‌خواستم ناراحتت کنم ولی بهم حق بده... همینجوری همسر زیبای من توجه ها رو جلب می‌کنه... اگه آواز یاد بگیره دیگه غیر قابل کنترله!"
+تهیونگ:شروع می‌کنه به آواز خوندن و یواش یواش بهت یاد میده که صداتو کنترل کنی و بعدش میگه،:"استعداد داری فقط باید بیشتر تمرین کنی چون آدمای کمی مثل من جذابیت و صدای خوب رو با هم دارن! شاید تو جزوشون نباشی!!"
+جونگ‌کوک:یک روز تعطیل کاملا برات وقت می‌ذاره... وقتی آواز می‌خونی، کاملا با حرفاش میفهمونه که در چه سطحی و میگه:"ببین خیلی خوب خوندی و پیشرفت کردی اما چه بهتر که بیشتر تمرین کنیم؟؟هوم؟"

از این به بعد بازم سناریو بزارم؟؟
_ آگاتا★
دیدگاه ها (۲)

★طرفدار تاکسیک...p⁶(End) یعنی هانا قصد داشت به من آسیب بزنه؟...

★طرفدار تاکسیک...p⁵"چان زودباش باید بریم پیش جین الان یه بلا...

به اعنوان برادرتون

ریاکشن

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط