پارت
پارت ۱
ویو ات
واییی خدا دارم دیوونه میشم ، اوه یادم رفت خودمو معرفی کنم سلام من اتم چند ماهه که منو مین یونگی بزرگترین مافیا جهان دزدیده و توی اتاق زندونیم کرده ، که دیدم در اتاقم باز شد اجوما بود
اجوما: عزیزم ارباب گفت بیای پایین شام بخوری ( مهربون)
ات: چشم الان میام
ویو ات
آماده شودم و رفتم پایین که یونگی روی صندلی نشسته بود و منتظر من بود
یونگی:..بلخره امدی ( مهربون و جدی)
ات: اوهوم ( خواست بشینه که یونگی گفت)
یونگی: بیا اینجا بشین ( اشاره به پاهاش)
ات: نمی...( نزاشت حرف ات تموم بشه که گفت)
یونگی: یا الان میای...یا اتفاقایه بدی میوفته ( پوزخند)
ویو ات
رفتم روی پاش نشستم و.....
شرط پارت بعد~
۱۰ لایک
۲بازنشر
بای بای 🎀
ویو ات
واییی خدا دارم دیوونه میشم ، اوه یادم رفت خودمو معرفی کنم سلام من اتم چند ماهه که منو مین یونگی بزرگترین مافیا جهان دزدیده و توی اتاق زندونیم کرده ، که دیدم در اتاقم باز شد اجوما بود
اجوما: عزیزم ارباب گفت بیای پایین شام بخوری ( مهربون)
ات: چشم الان میام
ویو ات
آماده شودم و رفتم پایین که یونگی روی صندلی نشسته بود و منتظر من بود
یونگی:..بلخره امدی ( مهربون و جدی)
ات: اوهوم ( خواست بشینه که یونگی گفت)
یونگی: بیا اینجا بشین ( اشاره به پاهاش)
ات: نمی...( نزاشت حرف ات تموم بشه که گفت)
یونگی: یا الان میای...یا اتفاقایه بدی میوفته ( پوزخند)
ویو ات
رفتم روی پاش نشستم و.....
شرط پارت بعد~
۱۰ لایک
۲بازنشر
بای بای 🎀
- ۴.۷k
- ۰۳ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط