سناریو
~ سناریو ~
وقتی پریودی 🤣💔
نامجون: ات چرا داری گریهه میکنیی ( نگران)
ات: دلم...هق..هق درد میکنه ( گریه)
نامجون: ( دلتو ماساژ میده)
جین: خوشگلم...
ات:..
جین: قشنگم
ات: چیه ( بی حال)
جین: دلت درد میکنه
ات: آره ( گریه)
جین: بیا بغلم ببینم🥺
جیمین: ( انقدر خودشو کیوت میکنه که اصلاً یادت میره پریود شدی 🥺🤣)
شوگا: ( باهام خوابیده بودن که یهو با حسه خیسی بیدار شدی که دیدی پریود شدی و شوگا هم بیدار شد 🗿🤧)
شوگا: پریود شدی...قشنگم 🥺
ات: آره 😂
شوگا: چرا میخندی..قشنگم؟
ات:..هق هق پس گریه میکنم...ببینم اصلاً منو دوس داری؟...ازم متنفری نه 😭
شوگا:💔🗿
جیهوپ: بیا بغلم 🥺
( میری بغلش و آروم گریه میکنی)
جیهوپ: خوشگلم...قشنگم...ببینم داری گریه میکنی... اشکالی نداره خوب میشی ❤️💋
جونگکوک: عه میگم میخوای بریم بوکس تمرین کنیم؟!
ات:نه..
جونگکوک: باش
جونگکوک: شیرموز چی؟! بریم شیرموز بخوریم
ات: ببین جونگکوک..من پریودم اعصاب درست حسابی ندارممم هواست باشه ( عصبی)
جونگکوک: من گوه خوردم...عزیزم 🗿💔( زیر زیرکی میخنده 😂)
تهیونگ: ( از اونجایی که یه مافیاس جاسوسای زیادی داره و داشت اونا رو شکنجه میداد که تو وارد اتاق شدی)
ات: نظرت چیه بقیشونو بدی من ( عصبی و مهربون)
تهیونگ: باش ( تعجب)
ات:( داشت میزدشون) کثافتای...اشغالل...پریودممم....نموخامم
پریود باشم.....یا الان میگین برای کی کار میکنین یا اون روی سگمو بهتون نشون میدم ( داد و عصبی)
جاسوسا: باشه..گوه خوردیم ( و همشون همه چی رو گفتن 😂)
تهیونگ: تو به این کیوتی...چطور تونستی اینا رو به حرف بیاری 😂😂
ات: ما اینیم دیگه....حالا منم شکلات میخوام الانننننن ( عصبی)
تهیونگ: باشه...تو عَمر کن ( تو ذهنش: مثلاً خواستم تعریف کنم 🗿)
حمایت 🥲
وقتی پریودی 🤣💔
نامجون: ات چرا داری گریهه میکنیی ( نگران)
ات: دلم...هق..هق درد میکنه ( گریه)
نامجون: ( دلتو ماساژ میده)
جین: خوشگلم...
ات:..
جین: قشنگم
ات: چیه ( بی حال)
جین: دلت درد میکنه
ات: آره ( گریه)
جین: بیا بغلم ببینم🥺
جیمین: ( انقدر خودشو کیوت میکنه که اصلاً یادت میره پریود شدی 🥺🤣)
شوگا: ( باهام خوابیده بودن که یهو با حسه خیسی بیدار شدی که دیدی پریود شدی و شوگا هم بیدار شد 🗿🤧)
شوگا: پریود شدی...قشنگم 🥺
ات: آره 😂
شوگا: چرا میخندی..قشنگم؟
ات:..هق هق پس گریه میکنم...ببینم اصلاً منو دوس داری؟...ازم متنفری نه 😭
شوگا:💔🗿
جیهوپ: بیا بغلم 🥺
( میری بغلش و آروم گریه میکنی)
جیهوپ: خوشگلم...قشنگم...ببینم داری گریه میکنی... اشکالی نداره خوب میشی ❤️💋
جونگکوک: عه میگم میخوای بریم بوکس تمرین کنیم؟!
ات:نه..
جونگکوک: باش
جونگکوک: شیرموز چی؟! بریم شیرموز بخوریم
ات: ببین جونگکوک..من پریودم اعصاب درست حسابی ندارممم هواست باشه ( عصبی)
جونگکوک: من گوه خوردم...عزیزم 🗿💔( زیر زیرکی میخنده 😂)
تهیونگ: ( از اونجایی که یه مافیاس جاسوسای زیادی داره و داشت اونا رو شکنجه میداد که تو وارد اتاق شدی)
ات: نظرت چیه بقیشونو بدی من ( عصبی و مهربون)
تهیونگ: باش ( تعجب)
ات:( داشت میزدشون) کثافتای...اشغالل...پریودممم....نموخامم
پریود باشم.....یا الان میگین برای کی کار میکنین یا اون روی سگمو بهتون نشون میدم ( داد و عصبی)
جاسوسا: باشه..گوه خوردیم ( و همشون همه چی رو گفتن 😂)
تهیونگ: تو به این کیوتی...چطور تونستی اینا رو به حرف بیاری 😂😂
ات: ما اینیم دیگه....حالا منم شکلات میخوام الانننننن ( عصبی)
تهیونگ: باشه...تو عَمر کن ( تو ذهنش: مثلاً خواستم تعریف کنم 🗿)
حمایت 🥲
- ۸.۸k
- ۰۳ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط