{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۴

پارت ۴
عشق اجباری

_خوبه این کارتو بگیر فردا ساعت ۸ بیا به این آدرس و پولتو بگیر روز خوش

_روز خوش آقا

هنوزم باورم نمیشه قبول کرد آخه چطوری میتونه با بچش همچین کاری کنه اهههه اینا الان مهم نیستن مهم اینکه اون کیوت چه الان مال منه همچیش مال منه چشاش لبخنداش چهره معصوم و کیوتش اون الان مال منه فقط من دل تو دلم نیست با خودم ببرمش عمارت

ویو ته

داشتم به بابام و کاراش فکر میکردم چرا با من همیشه اینجوری رفتار میکنه مگه منم مثل ته سو (حقیقتا اسمی به ذهنم نرسید) پسرش نیستم چرا با اون کاری نداره و اون همش ول میچرخه ولی من باید همش کار کنم چرا با اون مهربونه ولی با من نه بغض شدیدی تو گلوم بود الان واقعا به جیمین هیونگ نیاز دارم همیشه تو اینجور مواقع اون پیشم بود(دلم برا بچم کباب شد)
همین جوری تو فکر اینا بودم که بابام زنگ زد و گفت خیلی سریع برم خونه کار فوری باهام داره منم رفتم

ویو خونه

_تهیونگ پسرم راستش ما ترو فروختیم و اون کسی که ترو خریده تا ۱ ساعت دیگه میاد و ترو میبره حالا هم برو وسایلت رو جم کن (بچه تو این مدت جونگکوک به بابای تهیونگ زنگ زد و گفته میام میبرمش)

_چ..چی؟ اما بابا من نمیخوام برم (بغض)

_خفشو پسره هر.زه (اون یکی پسرته به بچم نگو) من بهت حق انتخواب ندادم که این طوری میگی

سریع رفتم تو اتاق گریم گرفته بود یعنی تموم آیندم به همین راحتی سوخت؟ با ناراحتی تمام یونی فرم و کتابای مدرسه رو برداشتم چون جز اونا وسیله دیگه ای هم نداشتم که به خوام بردارم
پاشدم رفتم دستشویی درو قفل کردم و اشکام همین جوری پایین میرختن هنوز هم باورم نمیشد به همین راحتی آینده ای که تصور می‌کردم خراب شد از اونی که منو خریده متنفرم........

ویو کوک

الان در خونش بودم باورم نمیشد قراره با خودم ببرمش وای حتا فکر کردن بهش هم حالمو خوب میکنه.....

سر کلاس مجازی چیکار میکنی؟

رمان مینویسم😂
دیدگاه ها (۵)

پارت ۳عشق اجباری _هیونگ میشه آدرس یکی رو برام پیدا کنی؟_اسم؟...

پارت ۲عشق اجباری کیوتچه رو داشته باشم_بفرماید (با لبخند)یعنی...

بچه ها واقعا از همایتاتون ممنونم فکر نمیکردم انقدر همایت کنی...

♥️♥️سلام من اومدم برای پارت جدید پارت 3ویو صبح ته تهوقتی از ...

Part4هیونجین =راست میگی هیونگ همش تقصیر منه اگه من حرف اون ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط