{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از چهره مهتاب، لکش قسمت ماشد

از چهره مهتاب، لکش قسمت ماشد
از عشق، غم مشترکش قسمت ما شد

هی فال گرفتیم در آیینه تقدیر
زنگار گرفت و ترکش، قسمت ما شد

وقتی که فلک، حکم به تنهایی ما داد
بر خورد ورق ها و تکش  قسمت ما شد

عمریست که آشفته این بود و نبودیم
از مساله ساده، شکش قسمت ما شد

گفتند که ایام جوانی چه قشنگ است
غم ها و شب و شاپرکش، قسمت ما شد

نامرد رفیقان، به خدا بشکند این دست
وقتی که فقط بی نمکش، قسمت ما شد…
دیدگاه ها (۸)

آمدم. گفتند: کاری اضطراری داشته با خودم گفتم :خدا یعنی چه کا...

توی این خانه کسی بعد تو تنها ماندهدهن پنجره از رفتن تو وا ما...

باز هم از تو نوشتم، بدنم می لرزدمن نفس می زنم و پیرهنم می لر...

این بار اگر آمدی اسپند بیاوریک عالمه احساس خوشایند بیاوروقتی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط