{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این بار اگر آمدی اسپند بیاور

این بار اگر آمدی اسپند بیاور
یک عالمه احساس خوشایند بیاور

وقتی که میایی به سراغ دل ِ تنگم
همراه خودت چشمک و لبخند بیاور

تو قهوه ی ترکی ته فنجان نگاهم
در طالع تلخم شکر و قند بیاور

اصلا تو بیا، قند نه، اسپند نه،دردی
که می دهدم هی به تو پیوند بیاور

تاراج بکن مردم چشمان ترم را
لبخند بزن حیله و ترفند بیاور

اصلا سرچشمان من آن قصه که قاجار
آورد سر سلسله ی زند بیاور

هی بغض بشو بغض بشو راه گلو را
هی غده بدخیم بشو بند بیاور

قربان قد و قامت زیبای بلندت
این بار اگر آمدی اسپند بیاور
دیدگاه ها (۱۲)

باز هم از تو نوشتم، بدنم می لرزدمن نفس می زنم و پیرهنم می لر...

از چهره مهتاب، لکش قسمت ماشداز عشق، غم مشترکش قسمت ما شدهی ف...

ناگزیر از سفرم، بی‌سر و سامان، چون «باد»به «گرفتارِ رهایی» ن...

آنچنان ذهن من از خواستنت سرشار استکه شب از یاد تو تا وقت سحر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط