{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ستاره ای در میان تاریکی پارت

ستاره ای در میان تاریکی پارت 5

زنگ خورد  و کلاس بعدی شروع شد این یکی کلاس ادبیات بود و ایمی نسبت به بقیه معلماش این معلم رو بیشتر دوست داشت چون تنها کلاسی بود که معلمش  کاری به کارش نداش و اذیتش نمیکرد و تشویقش میگیرد
ویو کلاس🟡🟣📣
معلم👨‍🏫: خوب خوب امروز اگه گفتید نوبت چیه🤩🤩🤩🤩
نویسنده : ایمی در حال نقاشی کردن پرنده روی درخت پشت پنجره  که یهو هواسش به صحبت معلم پرت شد🧐😧
ایمی*وایسا نکنه خودشه 🙂😆بالاخره بعد هشت سال وقتش رسیده....هوراااا*
ایمی بدون درنگ دستش رو برد بالا  و با لحن جدی و ترسناک گفت
ایمی : اقا اجازه فکر کنم وقتشه که رشتمون رو انتخاب کنیم بگیم میخوایم در اینده چکاره بشیم...درسته
معلمم: بله هههه درسته .......قراره همین کارو کنیم
یه جواب درست دیگه از خانوم
هوشیکاوا
امسال مدیر من رو به عنوان کسی که رشته بچه ها رو میگیره ازشون انتخاب کرد قراره به تک تک کلاس ها سر بزنم قراره خیلی کیف بده😆😁😁😁😁
ایمی یه لحظه احساس خیلی خوبی داشت و گوشه لبش خندید و احساس کرد که بلاخره به ارزوش میره طولی نکشید که پچ پچ بقیه دوباره حالش رو گرفت

_وای این معلمه چه رومخه یعنی قراره انتخاب کل ایندمون رو به دست این دلقک بدیم
_اره نظر منم همینه اخه کی از اون هیولا خوشش میاد چون فقط درسش خوبه نباید بهش توجه کرد ارزشش رو نداره
_ اصلا اون نباید اینجا باشه هوا اینجا الوده میشه
_ول کنیین یه لحظه ببینیم میخواید چیکاره شه
_ وای دادا یه لحظه فکر کن بخواد قهرمان شه 😂😅
_اره حاجی 🤣🤣
ایمی همه این حرفا هارو میشنید ولی بهشون اهمیت نمیداد ولی خوب هر چقدر هم بی توجه باشی این همه حرف هضم کردنش سخته.......
معلم با اینکه خودش رو به خوشی زده بود و طوری رفتار میکرد که انگار چیزی نشنیده ولی اونم یه لحظه بخاطر این حرفا لبخندش خم شد و اعصابش خورد.. ولی انقدر سریع و کوچک بود که ایمی نفهمید... بقیه هم مشغول پچ پچ...
که معلم یهو محکم کوبید رو میز گفت
گفتم که امروز روز مهمیه پس اگه میشه وقتمون رو با حرف ها ی بیخود تلف نکنیم
انقدر جو یهو سنگین شد که هیچکی حرف نزد😯😦

ایمی * خوشه ممممان آمددد😏😏
با یه حرکت خفشون  کرد

نویسنده : معلم شروع کرد به پخش کرد برگه های انتخاب رشته
برگه به دست ایمی رسید و فقط یه جمله با یه فونت بزرگ نوشته شده بود
« شما در اینده میخواید چکاره بشید»
......
تموووم لایک کامنت یادت نره قشنگم
مگرنه شب میگم  شیگاراکی بیاد خوابت بزنتت
دیدگاه ها (۱۷)

دایجوبووو

ستاره ای در میان تاریکی  پارت 4به سمت راهرو رفتت بدترین قسمت...

تا اینجا سناریو چطور بوده😁راستی چرا انقدر حمایت کمه پست که م...

ستاره ای در میان تاریکی پارت 6ایمی :* بالاخره بعد این سختی ا...

ستاره ایی در تاریکی پارت ۱۱🌌تو تمام این مدتی که گذشت ایمی هر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط