{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلقک

دلقک
برای لحظه ای بین اجرا ایستاد
؛عشق گذشتش
معشوقه بی وفای دلقک..
بین تماشاچیان میخندید؛
دلقک با اشک ان شب همگان را خنداند؛
دلقک تا افتاب گریست؛
دلقک نقاب برنداشت؛
دلقک از ان شهر رفت...
حکایت دلقک وعشق امروزی
دیدگاه ها (۲۲)

🌷 با تو بودنز همهدست کشیدن دارد ❤ ️

به نگاهی،توربودیهمه یهستی من.

ماه و شبحپارت پنجم | رقص زیر نقابصبح روز بعد...سلین هنوز مشغ...

بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن كوچه گذشتمهمه تن چشم شدم، خیره ب...

𝐋𝐄𝐒𝐒𝐎𝐍 𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟏𝟕پارت ۱۷ | پشت آن ماسکصدای کشیده شدن گلنگدن اسل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط