{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

توي آمریکا ،یه قنادی باز شد … كه فقط پولدارا میتونستن اون

توي آمریکا ،یه قنادی باز شد … كه فقط پولدارا میتونستن اونجا خرید کنن ،یه روز که تعدادی از پولدارا تو قنادی در حال خرید بودن ، یه گدای وارد شد و تموم جیبهاشو گشت ،یه سنت پیدا کرد و گذاشت رو میز ،گفت اینو شیرینی بهم بده !!!!
مدیر قنادی گفت : قربان !خیلی خوش اومدید و قنادی ما رو مزین فرمودید …پولتون رو بردارید و هر چقدر شیرینی دوست دارید انتخاب کنین !!!!
امروز مجانیه اینجا …
پولدارا ازین حرکت ناراحت شدن و اعتراض کردن که چرا با ما اینجوری برخورد نکرده ای تا حالا ؟مدیر قنادی
شما هم اگه مثل این آقا ،تموم داراییتون رو ، روی میز میذاشتین برای شیرین کردن زندگی ،جلوتون تعظیم میکردم
دیدگاه ها (۳)

رمان : تا وقتی که عاشقت شدم

🧁 پارت یازدهم | زیر بارانچند روز بعد...از صبح، آسمان سئول اب...

فیک تهیونگ مافیایی اص*مات

#تجربه_من ۱۸۹#ازدواج_در_وقت_نیاز #ازدواج_آسان #حرف_مردم #فرز...

توي آمریکا ،یه قنادی باز شد … كه فقط پولدارا میتونستن اونجا ...

توي آمریکا ،یه قنادی باز شد … كه فقط پولدارا میتونستن اونجا ...

تو شمال شهر تهران ،یه قنادی باز شد ..فقط پولدارا میتونستن او...

تو شمال شهر و یه جای لرد نشین یه شهری تو آمریکا ،یه قنادی با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط