{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاقبت فاصله افتاد میان من و تو

عاقبت فاصله افتاد میان من و تو
اینچنین ریخت به هم روح و روان من و تو

قهوه خوردیم مگر فال جدیدی بزنیم
قهوه شد تلخ ­تر از تلخی جان من و تو

موعد دلخوری از عمر هدر رفته رسید
صف کشیدند دقایق به زیان من و تو

دیگری آمد و بین من و تو جای گرفت
تا فراموش شود نام و نشان من و تو

فکر ما بود بسازیم جهانی با هم
گر چه پاشید و فرو ریخت جهان من و تو
دیدگاه ها (۳)

سکوت چشمانتموسیقی گل هاستکه پروانه ها درآنتانگو می رقصندو هل...

عشق با این همه نیرنگ عواقب داردجَدَلِ آینه و سنگ عواقب دارد ...

دل به هم دادن ما فلسفه اش دریا بود گرچه این مشق فقط باب دل ِ...

خدا یـــــــــــــــــــــــا ...دستـــــــــــــــــــــــا...

سایه های کلاغ

P53دفتر نامجون مثل همیشه بوی قهوه‌ی تلخ، کاغذهای قدیمی و دود...

「#𝗡𝗘𝗠𝗘𝗦𓏺𝗜𝗦」مُـجــٰازاتـگـر𝗣𝗔𝗥𝗧 : 166✦..........................

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط