{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خواستم چشمهایت را از پشت بگیرم

خواستم چشمهایت را از پشت بگیرم
دیدم طاقت اسمهایی راکه میبری ندارم
دیدگاه ها (۱)

میشه با هر کسی خندیدولی فقط در اغوش یکنفر میشه گریه کرد

نگوسیگارنکشدردامو که بشنوی خودت واسم کبریا میکشی

داربزنخاطرات کسی که تورا دورزدن

من فقط باشیری که جلوم نهره بکشه میجنگمنه سگی که پشت سرم واق ...

تازه داشتم توی پیج قدیمیم فالوورام و چک میکردم که درخواست فا...

𝒩𝗂𝗀︎𝗁︎꯭𝗍 𝗌̴𝗍𝖺ᩛ𝒻𝗌ꨲ    :: ‌ ‌ ‌ ‌‌‌         ...

پارت ۱۰ساعت ۴ و ۴۵ دقیقه صبح_یونگی:وقتی چشمام رو باز کردم سر...

دوش در آیینه  مه  نقش سیمای تو دیدمماه را روشن تر از هر شب ز...

اوسی شیطان کش:: شیکو مینازاکی:: بیوگرافی

p19دیدم یه ناله ی ضعیفی میاد(استغفرالله)رفتم در اتاق رو باز ...

سلاااااامممم

رمان دخت من

𝑳𝒊𝒌𝒆 𝒂𝒏𝒈𝒆𝒍. Part15+هیون🥺ندارم نمیفهمی متوجه نمیشینمیخوامهیون...

p4جونگکوک:خب میونگ نمیذاره باهم زیاد وقت بگذرونیمسومین:نظرت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط