{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مسافر کناری ام که پیاده شد

مسافر کناری ام که پیاده شد
پنجره ای گیرم آمد
باقی مسیر را گریستم...

لیلا_کردبچه
دیدگاه ها (۶)

درد یک پنجره را پنجره ها می فهمندمعنی کور شدن را گره ها می ف...

موڪُرِبختیارے فارسے ندونمبه زبونه مادرے دردت به جونم

حکایت خیلی از دورگل امروزی...👌

دلواپس گذشته مباش و غمت مبادمن سالهاست هیچ نمی‌آورم به یادبی...

🍁رمان : در مسیر عشق🍁p⁷ _ افرین یدونه هم من تورو اونجا نمیگم ...

دارم روزای سختی رو میگذرونم... خیلی سخت... نمیدونم اولین بار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط