{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شیرین !

شیرین !
عشق است و زخم
زخم است و خون
خونآبه و جنون
دیگر نه کوه مانده نه اندوه
دیگر نه عشق مانده و نه مرگ پُر شُکوه
دیگر نه بیستونی و نه لذتِ ستوه

شیرین !
وقتی دلی نمانده برای عشق
با من بگوی ...
بر فرق خود بکوب گُل‌تاج تیشه را
اینک منم
فرهاد کوهکن
فواره‌ای بلند
و رنگین‌کمان نور

#نصرت_رحمانی
دیدگاه ها (۰)

نیست کاری به شما مردم فرزانه مراواگذارید دمی با دل دیوانه مر...

"دوستت دارم"نوشتم بر روی ماه" دوستت دارم فراوان"چنان چون‌که ...

چرا کمتر از آن اشکی که از مژگانم آویزددَوَد بر گونه ام آرام ...

چون خواب ناز بود که باز از سرم گذشتنامهربان من که به ناز از ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط