سلام اینم از پارت
سلام اینم از پارت 2
استایل اول جونگکوک وقتی میر شرکت
استایل دوم وقتی ته یونگ میره مدرسه
وی ته ته
از خواب بیداره شدم رفتم دستشویی و کار های لازم مثل روتین پوستی انجام دادم اومد بیرون موهای بلوندم رو شونه کردم و لباس آبی پاستلی و شلوار بگه دودی پوشیدم
و رفتم صبحانه خوردم با جک دوست صمیمی رفتم مدرسه توی مدرسه من یک آلفای معروف بودم که هنوز جفت امگاش رو پیدا نکرد بود و اما توی مدرسه امگا ها روی من کراش دارن
پرش به بعد مدرسه)
ویو کوک
رفتم دم در مدرسه تهیونگ پسر آقای کیم وایسادم تا با خودم ببرمش عمارت
رفتم سمتش و و گفتم هیه تو ته یونگ
+ بله آقا من کیم تهیونگم با من کاری داشتید
-تو با من میای(ته یونگ رو بلند کردم خیلی سبک بود و اصلا قیافش به آلفا ها نمیخورد)
+عوضی کثافت ولم کن(یهو درد توی پایین تنم هس کردم فهمیدم بی آی شدم و باید دارو بخورم تا به امگایی آسیب نزدم راهی شکلات تلخم بخش شد)
-لعنتی(. عاشق بوی رایحه اش شدم و فهمیدم این آلفا کوچولو جفتم و بی آی شد و با رایحه اش تحریکم میکرد بوش ماشین رو پر کرد و پام رو روی گاز گذاشتم و نفهمیدم کیه رسیدیم خونه همین که از ماشین پیاده شدیم بلندش کردم و بردم توی اتاقم پرتش کردم روی تخت ترس رو از چشماش میشد فهمید)
بچه ها توی کامنتا اسمات بیاد بخوانید اگه جنبه ندارید گزارش نکنید
استایل اول جونگکوک وقتی میر شرکت
استایل دوم وقتی ته یونگ میره مدرسه
وی ته ته
از خواب بیداره شدم رفتم دستشویی و کار های لازم مثل روتین پوستی انجام دادم اومد بیرون موهای بلوندم رو شونه کردم و لباس آبی پاستلی و شلوار بگه دودی پوشیدم
و رفتم صبحانه خوردم با جک دوست صمیمی رفتم مدرسه توی مدرسه من یک آلفای معروف بودم که هنوز جفت امگاش رو پیدا نکرد بود و اما توی مدرسه امگا ها روی من کراش دارن
پرش به بعد مدرسه)
ویو کوک
رفتم دم در مدرسه تهیونگ پسر آقای کیم وایسادم تا با خودم ببرمش عمارت
رفتم سمتش و و گفتم هیه تو ته یونگ
+ بله آقا من کیم تهیونگم با من کاری داشتید
-تو با من میای(ته یونگ رو بلند کردم خیلی سبک بود و اصلا قیافش به آلفا ها نمیخورد)
+عوضی کثافت ولم کن(یهو درد توی پایین تنم هس کردم فهمیدم بی آی شدم و باید دارو بخورم تا به امگایی آسیب نزدم راهی شکلات تلخم بخش شد)
-لعنتی(. عاشق بوی رایحه اش شدم و فهمیدم این آلفا کوچولو جفتم و بی آی شد و با رایحه اش تحریکم میکرد بوش ماشین رو پر کرد و پام رو روی گاز گذاشتم و نفهمیدم کیه رسیدیم خونه همین که از ماشین پیاده شدیم بلندش کردم و بردم توی اتاقم پرتش کردم روی تخت ترس رو از چشماش میشد فهمید)
بچه ها توی کامنتا اسمات بیاد بخوانید اگه جنبه ندارید گزارش نکنید
- ۵۸۰
- ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط