{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دانش آموز شیطون من

« دانش آموز شیطون من »
« پارت دوم »
ته یونگ اتاق کوک رو بهش نشون داد و کوک وارد اتاقش شد وقتی رفت اتاق خیلی بود از نگاهش
کوک : واو چقدر اینجا قشنگه
ولی کوک فعلا تنها چیزی که ذهنش رو درگیر کرده بود این بود که چرا آقای کیم یعنی تهیونگ ، قبول کرده که اون بیاد داخل خونش ، ولی تنها اتفاقی که کوک ازش خیلی خوشحال بود زمانی بود که ته یونگ صورتش رو بهش نزدیک کرد و حرف زد .
کوک هربار که به این اتفاق فکر می‌کرد خوشحال می‌شد و ذوق می‌کرد ولی خبر نداره که معلمش عاشقش شده
« ویو ته یونگ »
اون پسر واقعا خیلی دوست داشتنی هست ، فکر کنم عاشقش شدم آخه چرا هربار که میبینمش بهش حتی بعدش هم بهش زیاد فکر میکنم ، این بچه چی داره که منو کشونده سمت خودش
« راوی »
شب بود و هوا تاریک بود ، کوک خوابیده بود که با حس گرسنه گی بیدار شد و روی تخت نشست .
از روی تخت بلند شد و از اتاق بیرون اومد و به دنبال آشپز خونه می‌گشت که رسید به آشپز خونه ، ته یونگ رو دید که درحال نوشیدن شراب بود و حسابی مست کرده بود .

وقتی کوک بهش نزدیک شد تا بفهمه که حالش خوبه یا نه ، دست کوک رو گرفت و نشوندش روی پاش و سرش داخل گردنش برد
تهیونگ : کوک تو چی داری که انقدر منو جذب خودت کردی ( مست ، بم و خمار )
کوک : آقای کیم ، حالتون خوبه ؟
کوک : می..میشه ولم کنید
ته یونگ کوک رو محکم تر گرفته بود
تهیونگ : کوک میدونی من رو عاشق خودت کردی ؟ ( مست و بم )
کوک : چ..چی ؟ شما عاشق من شدید ؟ ( تعجب و خوشحال )
ته یونگ : کوک توهم منو دوست داری ؟
کوک : آقای کیم من از روز اول مدرسه عاشق شما شدم
تهیونگ: پس بخاطر همین بود که وقتی بهت نزدیک میشدم خجالت می‌کشیدی ؟ ( مست و بم )
کوک : بله ( خجالت )
کوک : میشه بزارید بلند بشم
ته یونگ کوک رو انداخت روی شونه اش و بردش و گذاشتش رو کاناپه و روش خیمه زد
ته یونگ : کوک اجازه میدی ببوسمت ؟
ته یونگ مستیش تقریبا پریده بود و الان خودش بود
کوک : آ..اره اجازه مید--
ته یونگ بدون اینکه کوک ادامه حرفش رو بزنه شروع به وحشیانه بوسیدن کوک کرد.

کوک همراهی نمی کرد که ته یونگ لی پایین کوک رو گاز گرفت و ناله ای از دهن کوک بیرون اومد ، تهیونگ از ناله ای کوک کرد استفاده کرد و زبونش رو وارد دهنش کرد و جای جای دهن پسرش رو مزه کرد و بعد چندمین از همدیگه جدا شدن
ته یونگ : کوک ، لبات مزه توت فرنگی میده
کوک : آقای کیم ...
ته یونگ اجازه نداد کوک ادامه حرفش رو بزنه و به صورت شکایتی گردن کوک رو گاز گرفت
کوک : عاحح
ته یونگ : بهم نگو آقای کیم بگو ته یونگ ، تو که الان بیبی منی چرا بهم میگی آقای کیم
کوک : چشم ببخشید
ته یونگ : آفرین پسر خوب ( لبخند )
کوک : ته تو واقعا منو دوست داری ؟
ته یونگ : معلومه که دارم ( لبخند )
کوک بوسه ای روی لب ته یونگ گذاشت
کوک : منم همینطور ( لبخند کیوتی زد )
ته یونگ دستش رو آروم پایین برد ، به دیگ کوچولوی کوک رسید و لمسش کرد که ناله ای از دهن کوک بیرون اومد
کوک : آه ، لطفا امروز نه
ته یونگ : بانی خیلی زود تحریک میشی ( نیشخند )
کوک با لمس های تهیونگ روی دیگش تحریک شده بود و خیس شده بود
کوک : م..من تحریک نشدم
ته یونگ : پس این پایین رو چی میگی ( نیشخند )
کوک : باشه اصلا اره تحریک شدم ، البته بخاطر کار تو
ته یونگ : خب حالا چجوری میخوای این کوچولو رو درست کنی ؟ ( نیشخند )
کوک نگاهش رو از تهیونگ گرفت
کوک : نمیدونم ( خجالت )
ته یونگ : میخوای ددی برات درستش کنه ؟ ( نیشخند )
کوک : نخیر نمی‌خواد خودم درستش میکنم
ته یونگ : چرا وقتی من هستم خودت انجام بدی ؟ ( نیشخند )
کوک از خجالت ته یونگ رو انداخت پایین کاناپه و بلند شد و رفت داخل اتاقش .
ته یونگ از خجالت کیوت کوک خنده ای کرد ....
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
امیدوارم خوشتون بیاد 🤗💜✨
حس میکنم این دو پارت خیلی بد شدن 😑
دیدگاه ها (۱۸)

« دانش آموز شیطون من » « پارت اول »کوک با آلارم ساعت بیدار ...

استوری درخواستی 💜✨ درخواست این عسل : @989352_39667

خون آشام تشنه به خون پارت چهارم وقتی تهیونگ لبش رو گذاشت رو ...

خون آشام تشنه به خون پارت سوم الان دو ماه شده بود که کوک داخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط