روزی بهلول دید که هارون برای سرکشی از ساخت مسجدی عظیم در
روزی بهلول دید که هارون برای سرکشی از ساخت مسجدی عظیم در شهر بغداد آمده است. صدا زد :ای هارون، چکار میکنی؟ هارون گفت :دارم خانه خدا بنا میکنم. بهلول پرسید :خانه برای خدا است؟ هارون پاسخ داد :بله بهلول گفت :امر کن بالای سر درش بنویسند مسجد بهلول. هارون بر اشفت وگفت :احمق! من پول میدهم، آن وقت به اسم تو باشد؟! بهلول گفت :احمق تو هستی یا من؟ برای خودت خانه میسازی، اسم خدا رویش میگذاری؟!
- ۲.۲k
- ۱۵ مرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط