آه
آه...
بانو، از وقتی که رفتهای، هرشب اینجا، بخاطرت هیاهویی برپاست
دل مدعیست، جایگاه توست
و یاد به شوق،
داشتنت را فریاد میکند
میدانم، که در هر دوی ایشان هستی
به هنگام خاطرهبازی، در یادم
و برای همیشه، در دلم
اما در این میان طفلکی چشمهایم، که هرشب،
نداشتنت را میگریند
بانو، از وقتی که رفتهای، هرشب اینجا، بخاطرت هیاهویی برپاست
دل مدعیست، جایگاه توست
و یاد به شوق،
داشتنت را فریاد میکند
میدانم، که در هر دوی ایشان هستی
به هنگام خاطرهبازی، در یادم
و برای همیشه، در دلم
اما در این میان طفلکی چشمهایم، که هرشب،
نداشتنت را میگریند
- ۹۱
- ۲۹ فروردین ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط