{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک شب

یک شب
که تو با ماه طلوع می کردی
خون دل
ما را به صبو می کردی
هستی به
تماشای دو ماه می آمد
این دل ،
به دنبال شفا می آمد
#شهزاد
دیدگاه ها (۴)

فرصتی نیست زندگی کوتاه است کاش لبخند درون واژه ها جا می شد...

از خودم دورم و بی خود ز خودمویرانه و آباد و پریشان ز خودمای ...

باز برخیز و کوکت ساز کنقصه ای بر ساز و باز اعجاز کنباز آهنگی...

خانه ویران و بدل حسرت مهمان داریم دیده بارانی و جان تشنه ی ...

با تو بودن به همه دردسرش می‌ارزد🌸به دل خون و به چشمان ترش می...

#ماه، تنها هم‌سفرِ شب‌های بی‌خوابیِ من است؛ همان‌که بی‌آنکه ...

ای ماهِ در خون تپیده، ای ستونِ خیمه‌ی جان‌های بی‌قرار...کجای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط