{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من روزگار غربتم را دوست دارم

من روزگار غربتم را دوست دارم
این حس و حال و حالتم را دوست دارم

یک عکس کوچک توی جیبِ کیفِ پولم
تنها ترین هم صحبتم را دوست دارم

بر عکس آدم های دل بسته به دنیا
هر تیک و تاکِ ساعتم را دوست دارم

امشب دوباره خاطرت مهمان من بود
مهمانی بی دعوتم را دوست دارم

هر چند باعث می شود هر شب ببارم
اما دل کم طاقتم را دوست دارم

عادت شده این گریه های بی تو ، هرچند
می خندی امّا عادتم را دوست دارم
دیدگاه ها (۲)

می کِشی دست نگارم را کمی آهسته ترمی بَری دار و ندارم را کمی ...

کاش زندگی من هممثل دوست داشتنهای تو کوتاه بود . . .دیگر صدای...

غزل شروع می شود به نام بیقرار تو...قلم به رقص می رود،فقط به ...

نگاهم که کردی دلم پر گرفتدلم غربت زنگ آخر گرفتنگاهم که کردی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط