{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سوختنم...

سوختنم...

رادیدےوخندیدے..

خنده ات...

رادیدم وسوختم...

خنده هایم...

را خواهی دید...

دیدارِ ما به وقت

سوختنت...
دیدگاه ها (۴)

دلم از درد دنیا ...تنگَ تنگَ است...چرا درها به رویم...سنگ سن...

اولین سلام صبحگاهی تقدیم به ساحت قدسی قطب عالم امکان حضرت صا...

بـــهـــش گـــفـتــم دســتــتــو بـــزار رو قــــرآڹ و بـــگ...

بابایی تو قلب منیحتی اگه دیگه پیشم نباشی.تقدیم به کسانی که ب...

دستت را که میگیرممی دانم ناب تر از تو دست های تو دستی نیست !...

خنده ات نور است و من چشم انتظارم صبح را وقت لبخند است : بسم ...

{خوانواده بی ارامش }

پارت 10 رمان 💋عشق مدرسه ای💋ات: اه بی ادب بیا بدو هیونجین: ک...

عشق مافیا:)))پارت شیش: پدر ات هم مافیا بوده و هست ولی برای ا...

چند روز بعد، ات توی آشپزخونه نشسته بود و مشغول خوردن صبحونه ...

part:32هیونجین: با توام ات میگم چرا زود تر نگفتی (عصبی)ات: ....

𐙚🦋 پارت اول — «همسایه‌ی جدید» 🦋𐙚آت با عجله از خونه بیرون اوم...

چند پارتی درخواستی

پرسه در جنگل... صبح...نور خورشید آرام داخل اتاق ات افتاد.ات ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط