{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به تیر تیز مژگانت، دلم صدبار می لرزید

به تیر تیز مژگانت، دلم صدبار می لرزید

به دستانت که لب دادم، شروعی سینمایی شد

درون خانه ای خلوت، به کام شربتی گیرا

نشستم رو به چشمانت، نگاهت ماورایی شد ..
‌‌
دیدگاه ها (۱)

سلامتــے هَـمه اونایـے کِـه انقدر خستَـن کـهـ نَـه میتونَـن ...

در دامِ تـو اُفـتـاده ام و بـازغَـمـی نیـستدیوانه ی چَشمان ت...

چشمکی برمن زدی حالا گرفتارت شدمزندگیم را گرفتی مست و بی تابت...

خداحافظ دوستانی که متوجه شدند من سارا نیستم بلکه وصی پورهستم...

Part13ویو می یوندلم رو به دریا زدم و رفتم پایین دیدم مادرم د...

FORCED LOVEPart: 5───روزهای بعد، تبدیل شد به یک نمایش بی‌پای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط