{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چشمکی برمن زدی حالا گرفتارت شدم

چشمکی برمن زدی حالا گرفتارت شدم


زندگیم را گرفتی مست و بی تابت شدم


عاشقم کردی دلم چند بوسه می خواهد زتو


دلربایی کرده ای، دیوانه، حیرانت شدم


‌‌
دیدگاه ها (۱)

به تیر تیز مژگانت، دلم صدبار می لرزیدبه دستانت که لب دادم، ش...

سلامتــے هَـمه اونایـے کِـه انقدر خستَـن کـهـ نَـه میتونَـن ...

خداحافظ دوستانی که متوجه شدند من سارا نیستم بلکه وصی پورهستم...

ازهمه دوستان سپاسگذارم که تا حالا حمایتم کردندوهمیشه توی پیج...

قدر نشناس عزیزم، نیمهٔ من نیستیقلبمی اما سزاوار تپیدن نیستیم...

از عشق تو بیزارم

با اشک نگاهش کردیو پشت درخت قایم شدی . اون بعد ۵ سال رابطه ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط