black flower(p,46)

black flower(p,46)

تو واقعا کیمی؟

تهیونگ چشماشو چرخوند و از توی کیف پولش کارت شناسایشو بیرون کشید و مقابل صورت جونگ کوک تکون داد و گفت .

ببین عوضی من واقعا کیم تهیونگم.

جونگ کوک با شگفتی خندید و گفت

امکان نداره

تهیونگ خودشو کنترل کرد که سر آلفا رو از بدنش جدا نکنه.

تهیونگ: حالا که امکان پذیر شده

با عصبانیت توی صورت جونگ کوک هاج و واج داد زد.

جونگکوک : آخه چطوری؟!

تهیونگ: منم نمی دونم.

تهیونگ بغض کرد.

جونگکوک : نکنه به خاطر نفرین منه؟

جونگ کوک با تهیونگ که با لبای آویزون و چشمای خیس شبیه یه پاپی کتک خورده شده بود، شوخی کرد.

جونگکوک : اگه می دونستم با نفرین کردنت اینقدر خوشگل میشی زودتر اینکار رو کرده بودم.

با تفریح به تهیونگ که لب پاینیشو با دندون می جوید و توی فکر فرو رفته بود نگاه کرد.

تهیونگ زیر لب یه زمزمه ی نه چندان آروم کرد.

نفرین؟ چرا به فکر خودم نرسید؟ تو گفتی به خاطر حرفام یه روز پشیمون میشم و با گریه همشون رو پس میگیرم حالا هم دارم گریه می کنم.

تهیونگ با دستای کوچولوش یقیه ی جونگ کوک رو محکم گرفت.

جونگکوک : چیکار می کنی؟ ( بیخیال و بم )

تهیونگ: بخاطر نفرین مسخرت من این شکل شدم بشکنش... نفرینتو بشکن عوضی
دیدگاه ها (۸)

black flower(p,47)

black flower(p,48)

black flower(p,45)

black flower(p,44)

black flower(p,257)

black flower(p,317)

black flower(p,335)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط