{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرا تنگ در آغوش بگیر

مرا تنگ در آغوش بگیر
آن چنان که کسی نتواند
مرا از تو جدا کند

مرا سخت ببوس
میانه‌ی این آغوش‌های آسان
مرا میان حجاب گیسوانت پنهان کن
مرا بپوش از چشم‌های بی‌پروا

مرا غرق کن
در تلاطم آغوشت
آنچنان که از تو
به هیچ ساحلی نرسم!
دیدگاه ها (۴)

شب به چشمان سیاهت غبطه دارد ناز منوا مکن چشمت که تا افشا نگ...

چگونه حل کنم بانو معمای نگاهت راکمک کن تا بفهمم رمز معنای نگ...

شاه دلم گدا مکش ،من شده ام گدای توگر چه ستم کنی به من،جان و ...

نمی دانم تو را امشب بِه دِل مهمان کنم یا نه؟همه درد وغم ِخود...

‌ ‌ ‌ ‌«کلمات، پرسه ‍زنان در گذر ثانیه‌ها رنگ باخته‌اند و من...

عقریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط