{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Violin«6»🎻

The annoying crow





_خدای من ببین کی اینجاست! + اووو شمایید آقای کیم. _چطوره که امروز! اینجا! دوباره در قصر میبینمتون. +خبب راستش من از مسئولین باغ هستم. _اوه جداً؟! جالبه که تا الان توی کاخ ندیدمتون،البته فکر کنم دیشب هم مسیر خروج رو بلد نبودید. +عااا بله من از امروز شروع به کار میکنم. _او که اینطور. +شما چطور؟. _...؟! +برای من هم عجیبه که شمارو درقصر میبینم؟! البته انتظار داشتم خودتون زودتر با استفاده از تکنیک چشم‌خوانی پاسخ این سوالم رو هم بدید:). ...مرد جوان بلند خندید و سری تکان داد..._من چهارماهِ قبل همراه فرستاده سلطنتی امپراطور گوجونگ به فرانسه اومدم و بعد از اون تصمیم به ماندن در پاریس گرفتم و الان هم در ورسای زندگی میکنم. +او که اینطور پس یعنی...شما جزو خاندان سلطنتی امپراطوری کره هستید؟!
--------------------
_عا خب چطور همچین نتیجه ای گرفتی؟ من فقط گفتم که همراه فرستاده به اینجا اومدم! +اوه باهوش بنظر میرسیدید جناب کیم!، خب اگر از افراد دربار باشید باید با فرستاده برمیگشتید،اگر از افراد دربار نبودید و از عوام بودید اجازه همراهی فرستاده سلطنتی و بعد از اون هم تردد آزادانه در کاخ رو نداشتید پس تنها نتیجه ای که میشه گرفت این هست ک شما از اعضای خاندان سلطنتی هستید، اما چطور عضوی از خاندان سلطنتی کره، فرانسه رو برای زندگی انتخاب کرده! شما حتما میتونستید نقش مهمی در خانواده وکشورتون داشته باشید، درست نمیگم؟ راستی چطور دفعه قبل شمارو به عنوان یک نوازنده دوره‌گرد در خیابان دیدم؟ یعنی شما واقعا از خاندان سلطنتی هستید؟ اوه صبر کن ببینم نکنه...نکنه شما یکی از پسران امپراطور گوجونگ باشید،درست نمیگم؟ واااو باور نکردنیه، من دارم با شخص مهمی از کشوریی مایل ها دور تر از فرانسه صحبت میکنممم این واقعا هیجان‌انگیزه؛ خب، قصد ندارید پاسخ بدید؟!!
-------------------
...لحظاتی گذشت و پاسخی دریافت نکردم،اما پس از دقیقه ای سپری شدن زمان در سکوت و نگاه های خیره و پرسوال من،تنها تغییری که بوجود آمد جلو آمدن شاهزاده و کم شدن فاصله بینمان بود به میزانی که ناچار به عقب بردن سرم شدم. _.... +....؟! _..... +اممم...! _اممم...فکر نمیکنی...کمی زیادتر از زیاد حرف میزنی...و سوال میپرسی؟! +اممم...خب.........نه!😁. _😐🚬. ...+اممم خب...میشه فقط به یک سوالم جواب بدید؟!...شما...واقعا یک شاهزاده هستید؟! _.... +....؟. _نه. +😐💔 عاااا ک اینطور. ...و درنهایت آن مرد عجیب که در کمال ناراحتی دیگر شاهزاده نبود پس از چندلحظه بدون گفتن کلمه اضافه ای از اینجا رفت.هوففف گویا عجیب ومرموز بودن در ذات این بشر است و عجیب این است برایم اینکه چه اشتباهی از من سر زد که رفتارش دیگر به مهربانی سابق نبود،من فقط سوالاتی ساده و طبیعی پرسیدم!
------------------
دیدگاه ها (۰)

پارت دوازدهم مجددا محکم پلک زدم.واقعا خودش بود!نباید فرصت رو...

(وقتی عضو نهمی و ددی نون روت کراش داره...)

پارت بیست و دوم

ارامش محال part 3

پارت نهم ویو ات +۰ داشتم با دخترا درباره این وضعیت فاکی حرف ...

My Arirang Part 9

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط