باز امشب به سرای پدری آمده ام
باز امشب به سرای پدری آمده ام
یک غزل خاطره آتش زده در سینه من
من در این خانه در آغوش تو میزیسته ام
سایه دست تو بوده است در اندیشه من
کوهی از خاطره ها بر سر من میریزد
آه... ای عشق مزن شعله به گنجینه من
در و دیوار پراز مصرع و تک بیتی هاست
حیف تلخ است فقط آخر شهنامه من
میروم سمت حیاطی که پر از کودکی است
بلکه سیگار شود مایه سر گیجه من
یک غزل خاطره آتش زده در سینه من
من در این خانه در آغوش تو میزیسته ام
سایه دست تو بوده است در اندیشه من
کوهی از خاطره ها بر سر من میریزد
آه... ای عشق مزن شعله به گنجینه من
در و دیوار پراز مصرع و تک بیتی هاست
حیف تلخ است فقط آخر شهنامه من
میروم سمت حیاطی که پر از کودکی است
بلکه سیگار شود مایه سر گیجه من
- ۲.۲k
- ۰۵ دی ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط