{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این قهوه هم سرد شد،

این قهوه هم سرد شد،
حتما باز هم پشت آن ترافیک همیشگی گیر کرده ای...
می دانی جانم،
انتظار کشیدن دلهره دارد، دلهره از اینکه نیایی.
اما چشیدن این قهوه سرد ترسناک است!
بعضی چیزها نباید از دهن بیفتند،
چون دیگر طعم گذشته را ندارند،
من از خیلی دیر آمدن می ترسم.
بگذریم، شنیده ام فردا خیابان ها خلوت است،
پس قرارمان فردا، ساعت هفت، همان کافه همیشگی... .
#روزبه_معین
#آنشرلی
دیدگاه ها (۶)

رابطه‌تان که تمام میشود هرچقدر هم ناراحت بودید و دلتنگ؛ دو...

فردا خیلی دیر است ، باید از همین "لحظه" شروع کنم ! نباید ب...

تو مرا آزردی که خودم کوچ کنم از شهرت تو خیالت راحت! میروم ...

چیزی نگو دیگه دعا کن هی برام دعا کن بعد از این از توو فکر ت...

رمان: طنین سکوت (Echoes of Silence)🎼 پارت سوم: در میانِ بخار...

در زندگی دیگر ( دوباره مرا پیدا کن ) پارت ۱۲ : آشفتگی شیرین ...

#اخرین_پیچ#پارت_37"درخشش سرخ" روز سئول با طعم قهوه و بوی تند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط