زیر نور ماه p2
#درخواستی
#جونگین
#دو_پارتی
//ویو فردا تو شهر بازی//
ا/ت = خب پس گفتی هر چی بخوام برام میخری ...پس پول شهر بازی رو هم جنابعالی میدی ...
جونگین= لطفا کارتم رو خالی نکن ...
ا/ت = //میخنده// باشه نترس ...من خوراکی میخرم تو پول وسایل هارو بده...
//کلی با هم میرن و خوش میگذرونن//
جونگین = بیا بریم چرخ و فلک سوار شیم...
ا/ت = ولی من میترسم ...
جونگین= اگه از ارتفاع میترسی چرا اینهمه وسایل محشتناک سوار شدی ...
ا/ت = نه نه ...فوبیا ی جاهای تنگ رو دارم ...
جونگین=خب چطور وقتی تو بغلمی فوبیا نداری...
ا/ت = الان لاس زدی مثلا...
جونگین=//خجالت خیلی کم//
ا/ت = باشه نکش خودتو بیا بریم ولی این اخرین وسیله اس...
جونگین = اخه تو بگو کدوم وسیله مونده که سوار نشده باشیم ...
ا/ت = اره دیگه این اخریه...میدونی ساعت چنده...
جونگین = 11 شب...
ا/ت = خیلی هم عالی ...بریم...
//میرن و سوار میشن//
جونگین = هی ا/ت اونجا رو ماه کامله ...
//ا/ت از جاش بلند میشه تا از ماه عکس بگیره که یهو چرخ و فلک تو بالا ترین نقطه ی خودش وایمیسته ...که باعث میشه ا/ت تعادلش رو از دست بده و بیوفته روی پای جونگین ...که متاسفانه ا/ت در قسمت بدی از پاهای بچه نون میوفته بچه نون اینگونه تبدیل به ددی تست میشه ...و ناله ی بلندی از درد سر میده..//
ا/ت = ای وای ببخشید ..من اصلا قصد نداشتم..من فقط...ام..//میخواد بلند شه ولیجونگین دستشو دور کمر ا/ت محکم میکنه//
جونگین=ا/ت ...من اوردمت اینجا تا بهت درخواست بدم...
ا/ت = درخواست چی اوپا...
جونگین =یاااااااا اینهمه مدت نگفتی حالا که میخوام از خواهر برادری در بیایم میگی...
ا/ت = باشه باشه ..خودم فهمیدم...و قبول میکنم...
جونگین= جدا //خوشحال میشه//
ا/ت = اره..ولی قول بده ددی تست مهربونی باشی...
جونگین = باید اوپا گفتنت رو جبران کنم..بعدشم ما الان زیر نور ماهیم ...تو هم زیر عشقت باش...
ا/ت = //نیشخند زیر زیرکی میزنه ولی سریع جعمش میکنه// ولی نمیشه که تو خوابگاه کاری کرد...
جونگین =//دم گوش ا/ت زمزمه میکنه با صدای دیپ// ماشین رو ازمون نگرفتن که ...شبه تاریکه ماشین هم شیشه هاش دودیه ...دیگه چی رو کم داره ...گ
ا/ت = من و تو رو ...
جونگین = //نیشخند//
//جونگین = دست ا/ت رو میگیره و به سمت ماشین میبره و در عقب رو باز میکنه و ا/ت رو میزاره تو ماشین ...در ماشین رو میبنده و قفل میکنه...و به لبای ا/ت حمله ور میشه و با ولع میبوسه ...و ...//
اقا من دیگه نمیتونم چیزی بگم منو تو جهنم هم راه نمیدن ...
END
#جونگین
#دو_پارتی
//ویو فردا تو شهر بازی//
ا/ت = خب پس گفتی هر چی بخوام برام میخری ...پس پول شهر بازی رو هم جنابعالی میدی ...
جونگین= لطفا کارتم رو خالی نکن ...
ا/ت = //میخنده// باشه نترس ...من خوراکی میخرم تو پول وسایل هارو بده...
//کلی با هم میرن و خوش میگذرونن//
جونگین = بیا بریم چرخ و فلک سوار شیم...
ا/ت = ولی من میترسم ...
جونگین= اگه از ارتفاع میترسی چرا اینهمه وسایل محشتناک سوار شدی ...
ا/ت = نه نه ...فوبیا ی جاهای تنگ رو دارم ...
جونگین=خب چطور وقتی تو بغلمی فوبیا نداری...
ا/ت = الان لاس زدی مثلا...
جونگین=//خجالت خیلی کم//
ا/ت = باشه نکش خودتو بیا بریم ولی این اخرین وسیله اس...
جونگین = اخه تو بگو کدوم وسیله مونده که سوار نشده باشیم ...
ا/ت = اره دیگه این اخریه...میدونی ساعت چنده...
جونگین = 11 شب...
ا/ت = خیلی هم عالی ...بریم...
//میرن و سوار میشن//
جونگین = هی ا/ت اونجا رو ماه کامله ...
//ا/ت از جاش بلند میشه تا از ماه عکس بگیره که یهو چرخ و فلک تو بالا ترین نقطه ی خودش وایمیسته ...که باعث میشه ا/ت تعادلش رو از دست بده و بیوفته روی پای جونگین ...که متاسفانه ا/ت در قسمت بدی از پاهای بچه نون میوفته بچه نون اینگونه تبدیل به ددی تست میشه ...و ناله ی بلندی از درد سر میده..//
ا/ت = ای وای ببخشید ..من اصلا قصد نداشتم..من فقط...ام..//میخواد بلند شه ولیجونگین دستشو دور کمر ا/ت محکم میکنه//
جونگین=ا/ت ...من اوردمت اینجا تا بهت درخواست بدم...
ا/ت = درخواست چی اوپا...
جونگین =یاااااااا اینهمه مدت نگفتی حالا که میخوام از خواهر برادری در بیایم میگی...
ا/ت = باشه باشه ..خودم فهمیدم...و قبول میکنم...
جونگین= جدا //خوشحال میشه//
ا/ت = اره..ولی قول بده ددی تست مهربونی باشی...
جونگین = باید اوپا گفتنت رو جبران کنم..بعدشم ما الان زیر نور ماهیم ...تو هم زیر عشقت باش...
ا/ت = //نیشخند زیر زیرکی میزنه ولی سریع جعمش میکنه// ولی نمیشه که تو خوابگاه کاری کرد...
جونگین =//دم گوش ا/ت زمزمه میکنه با صدای دیپ// ماشین رو ازمون نگرفتن که ...شبه تاریکه ماشین هم شیشه هاش دودیه ...دیگه چی رو کم داره ...گ
ا/ت = من و تو رو ...
جونگین = //نیشخند//
//جونگین = دست ا/ت رو میگیره و به سمت ماشین میبره و در عقب رو باز میکنه و ا/ت رو میزاره تو ماشین ...در ماشین رو میبنده و قفل میکنه...و به لبای ا/ت حمله ور میشه و با ولع میبوسه ...و ...//
اقا من دیگه نمیتونم چیزی بگم منو تو جهنم هم راه نمیدن ...
END
- ۲۶.۱k
- ۳۰ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط