هر کسی چیزی در زندگی اش دارد که از آن می ترسد. حادثه ای ک

هر کسی چیزی در زندگی اش دارد که از آن می ترسد. حادثه ای که خیلی اتفاقی در یک چشم به هم زدن، تبدیل به فاجعه می شود. و من از این می ترسم به نسیمی عادت کنم که دیگر نوازشش تکرار نشود. برای همین، سرمای هوا را بهانه می کنم و به خیالی گرم، پناه می برم. در را باز می کنم و آرام آرام ناپدید می شوم. طوری که دیگر کسی یادش نیاید من را در کدام خواب دیده. گاهی باید همین طور آهسته دور شد تا فاجعه ای به بار نیاید. تا مجبور نباشی تمام عمر تاوان نبودن هایت را به روز آخر پاییز پس بدهی. گاهی باید به خاطر بسپاری که همیشه خداحافظی، خداحافظ نمی خواهد. همین که نبودنت پر رنگ تر از بودنت شود، کافی است...
#رادیوهفت
دیدگاه ها (۱)

😘❤️💔😘پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، ...

لطفا برگرد عزیزم بدون تو اینجا هیچ معنایی ندارد.برگرد... نه ...

🌱پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، پیش ...

وقتی جوانی می‌گذردوقتی جوانی می‌گذرددل آدم نازک‌تر می‌شود؛ ن...

میبخشی پارت ۳

جنگل نفرین شده پارت ۱۸

⚖وکیل من ⚖پارت ۱ — اتهام هوا رو به تاریکی می‌رفت.جنی پشت فرم...

p35

🍷 Red Wineپارت ۲۳ — حقیقت نیمه‌کارهصدای موتور ماشین در جاده‌...

#تاج_و_طوفانپارت ۲۳۶: گفت‌وگوی پادشاه با خانواده‌ی سوآپادشاه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط